..یه دنیای جدید و زیباتر با تو ..یک ساله شد
هشتم آذر ماه تولد يکسالگي وبلاگت مهرسام جون بود پارسال توي اين روزها چه حال و هوايي داشتم. هنوز تو شوک حاملگي بودم و باور ني ني دار شدن برام سخت بود و امسال نيني چهار ماهه تو بغلم دارم. اين روزها خيلي به پارسال همين موقعها فکر ميکنم و به نظرم با اينکه حاملگي روزهاي سختيه ولي شيريني خاص خودش رو داره و وقتي تموم ميشه تازه آدم فکر ميکنه کاش قدر اون روزها رو بيشتر ميدونست.خلاصه يک سال گذشت؛ يک سال پر از هيجان همراه با استرس و خوشحالي و حالا دوتا خبر اول اينکه مهرسام از دو ماهو ده روزگي رو پهلو بر ميگشت همه تلاشش رو ميکرد که کاملآ برگرده ولي موفق نميشد اما چند شب پيش دقيقآ در چهار ماه و...
نویسنده :
سحر
23:41






